|
جان خواهر در غمم زاري مكن با صدا بهرم عزاداري مكن
با زبان ديگر اين آواز نيست گوش ديگر محرم اين راز نيست
اي سخنگو لحظه اي خاموش باش اي زبان از پاي تا سر گوش باش
تا ببينم از سر صدق و صواب شاه را زينب (ع) چه مي گويد جواب
طلعت جان را به چشم جسم ديد در سراپاي مصما اسم ديد
غيب بين گرديد با چشم شهود خواند بر لوح وفا نقش عهود
ديد تابي در خود و بيتاب شد ديده خورشيد بين پر آب شد
صورت حالش پريشاني گرفت دست بيتابي به پيشاني گرفت
ديد شه لب را به دندان ميگزد كز تو اينجا پرده داري مي سزد
رخ ز بي تابي نمي تابي چرا در حضور دوست بي تابي چرا
از تجلي هاي آن سرو سهي خواست زينب تا كند قالب تهي
+ نوشته شده در شنبه 22 دی1386ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
یا حسین حسین جان دیشب محرم اومد در خونم در خونه دلمو زد گفت اهای بچه مسلمون محرم شده ها پس چرا نشستی مگه تو حسینی نیستی مگه تو نمیگی عاشق جدتی مگه دوست نداری حسین دلتو شفا بده مگه دوست نداری توهم اسمت تو زائرای شب اول اقا ثبت بشه پس چرا نشستی پشو که اقا منتظر ببینه تو این شب سرد چند تا پیدا میشن که بگن اقا ما مثل مردم کوفه نیستیم اقا ما هر چیم بد باشیم به اقامون به عزیز دلمون پشت نمیکنیم نمیگیم الان هوا سرده نه اقا با سرما و گرماو همه چیز میسازم تا امیدوار بمونیم امیدوار به اینکه اون دنیا قبل هر چی روی ماهتو ببینیم دستمونو بگیری ببری پیش خدا بگی ا خدا این بندت برای من هیچی کم نذاشت تو هم براش کم نذار یا حسین یه کاری کن تو این چند شب چشم پاک باشه مثل چشم زخمی عباس یه کاری کن دلم پاک باشه مثل دل زینب یه کاری کن تا اخرش باهات باشم حسین جان به دوستام گفتم مشکی میپوشم برای تو چون دوست دارم گفتم حسین بامنه صدامو میشنوه اگه مشکلی داشته باشم حل میکنه نذار ابروم بره تو دوست داری یکی بیاد بچه محلتو مسخره کنه اگه دوست داری جوابمو نده باشه؟.............
+ نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
سامی یوسف خواننده ی جوان مسلمان خواننده ای که به نظر من یک مسلمان تقریبا واقعی است حداقل از منی که شاید خیلی ادعام بشه مسلمون تره افکارش خیلی جالبه اون معتقد که مسلمانها و حتی مردم جهان ان قدر مشترکات دارند که توجه به اختلافات اصلا لازم نیست اون هیچ کس رو برتر از دیگری نمیدونه خدا رو برای همه میدونه برای با حجاب برای بیحجاب اون میگه چرا باید مسجد فقط برای یه سری از مسلمونا باشه من که با اهنگاش خیلی آروم میشم به دوستان عزیزم توصیه میکنمنیست یه بار گوش بدید چند تا از کاراش از وبلاگ فارسی سامی برای داونلود گذاشتم ترانه المعلم http://www.samiyusufmusic.blogfa.com/post-19.aspx ترانه مناجات http://samiyusufmusic.blogfa.com/post-35.aspx ترانه مادر http://www.samiyusufmusic.blogfa.com/post-109.aspx ترانه آزاد(در مورد حجاب) http://www.samiyusufmusic.blogfa.com/post-14.aspx ترانه عید مبارک http://www.samiyusufmusic.blogfa.com/post-24.aspx برای باقی ترانه به سایت زیر مراجعه کنید:http://samiyusufmusic.blogfa.com یاعلی
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
جانا ما بالا بودیم جانا ما آنجا بودیم دردا در این دنیا ماندیم این جا تنهاماندیم دانا ما خوانا بودیم حالا........
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
دوره دوره ی کویره اگه اسمون نباره مرد بارونی مشرق کاشکی برگردی دوباره با نگاهت نگاه دل ابرو بشکن و کویرو تر کن تکسوار شهر فردا شب یلدا رو سحر کن
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
آسمان را رها میکرد به زمین میآمد از بالا به پایین ترین میآمد برای او مهم نبود
مدتی میآمدو فراموش میشد برف میآمد
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
تلفن همراهش را باز کرد و یک پیام جدید دریافت کرده بود
((هر روز تلفنمان را باز میکنیم و پیام هایی را که دوستانمان برایمان فرستاده اند را میخوانیم اما چند بار قرانمان را باز کرده ایم و پیام هایی را که خدا برایمان فرستاده خوانده ایم))
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا خدای ناز من سلام با نام خودت برای اولین بار تو این وبلاگ مینویسم کاری کن حرفای دلمو راحت بنویسم و فکر نکنم چون خیلی ها اون رو میخونن باید یه جوری باشه که اونا خوششون بیاد نه خدا فقط خودت آره میدونم کمکم میکنی تو همیشه کمکم کردی کی تنهام گذاشتی؟ هیچ وقت ولی من چی همیشه تو رو تنها میگذاشتم خداجون یادمه وقتی گناه میکردم میاومدی دنبالم بهم میگفتی مهدی بیا بی خیال شو ولی من با بی انصافی به تو به خدای خودم پشت میکردم میرفتم کار خودم رو میکردم ولی تو بازم میومدی دنبالم وقتی گناهمو میکردم وقتی حالمو میکردم تموم میشد منتظر بودی که من برگردم بگم خدا پشیمونم تا همون وقت با خوشحالی دو باره دستمو بگیری و منوبکشی و با عشق کمکم کنی آخه خدا من چجوری بگم تو کمکم نمیکنی نه نمیتونم........اعوذ بک با الله من شر الشیطان الرجیم یاعلی
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
|
|