|
سلام یار همیشگی
تا حالا شده بخوای نامه بنویسی؟؟ مثلا بخوای چیزی را ازشخص بزرگی در خواست کنی؟! شاید بشه اینطوری شروع کرد،
لطفاً دستور فرمایید در اسرع وقت ...........را در اختیار من قرار دهند
نه نه ! خیلی آمرانه ست
با عرض سلام لطفاً دستور فرمایید در اسرع وقت ...........را در اختیار من قرار دهند
نه، بازم نشد. شاید بهتره یه کم توضیح بدی
با عرض سلام به دلیل نیاز اینجانب لطفاً دستور فرمایید در اسرع وقت ...........را در اختیار من قرار دهند
اصلا بیا یه جور دیگه شروع کنیم
با عرض سلام و احترام و تشکر به خاطر عنایات پیشین شما و سپاس مجدد به خاطر توجه و زمانی که صرف می فرمایید لطفاَ در صورت امکان دستور فرموده ............... را در اختیار من بگذارند
اوهوم حالا بهتر شد به نظر من که حتی تاثیرش بیشتر میشه حالا اگه نامه به یه دوست باشه چی؟ سلام به دوستی که باش قهرم!!!!!!!! نه سلام به دوست مهربانی که مرا میرنجاند
بازم نه، شاید اینطوری
سلام به دوست مهربانم دوستی که خیلی دلتنگشم ،عزیزی که مشتاق دیدارشم
حالا خوب شد اینطوری خودت هم بیشتر از نامه نگاری لذت میبری حالا اگه بخوای برای دوست صمیمی ات، نامه بنویسی و احتمالا چیزی رو ازش طلب کنی
؟؟؟؟؟ خب مسلما خیلی قاطع و امرانه دستور نمیدی و به احتمالا به خاطر لطف های قبلیش تشکر میکنی- مثل نامه اول- و اینکه حتما صادقانه ویژگی های پسندیده اش رو یاد آوری میکنی
حالا نوبت صمیمی ترین یارته
دوستی که همیشه به امید حمایت اون تلاش میکنی حتی اگه فکر کنی ازش دوری! دوستی که بدونی همیشه، همیشه ی همیشه به یاد توست و فقط کافیه اراده کنی اراده برای اینکه یه کمی باش حرف بزنی حتی اگه چندین بار بی وفایی کرده باشی
درست حدس زدی منظورم خداست
تا حالا برای خدا نامه نوشتی
چرا میخندی دقیقا درست متوجه شدی
برای خدا نامه نوشتی ؟؟؟
من نامه ام رو اینطوری شروع میکنم
سلام به خدا خدایی که لطیفه و مهربون
خدایی که دوستش دارم و دوستم داره خیلی بیشتر از مهر خودم، به خودم
عزیزی که منو میبخشه فقط با یک خواهش من....
خدای بخشنده من!
از تو به خاطر همه چیز ممنونم. اول از همه به خاطر اینکه از بین همه مردم الان من برات نامه مینویسم! و بعد به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم ، به خاطر خانواده ای که با وجود تمام تفاوت ها دوست داشتنی اند. به خاطر احترامی که بین بندگانت دارم به خاطر مال و دارایی حلالم هر چند مختصر .................................. ای آرام جانم
از تو سپاسگذارم به خاطر آرامشی که در یادت قرار دادی، به خاطر توجهی که به من داری ، به خاطر نعمت هایی که از یاد اونها غافلم
حتی به خاطر چیز هایی که ندارم که شاید اگر داشتم از تو فاصله میگرفتم ......................................... خب شاید حالا خواستمو بگم ولی مسلما حالا خواستم رنگ و بوی دیگه ای داره
حالا نوبت توست
چرا نشستی؟؟؟!!!
پس ورق و قلمت کو
خدا منتظره ، زود باش
ایده اصلی این متن از سخنان دکتر فرهنگ است
+ نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط بی ادعا
|
|
|