|
سلام... امروز میخوام از گل براتون بگم..بله..گل.. گل لاله..گل شقایق..گل شب بو..گل همیشه بهار..
چی..؟ دلتون هوایی شد میخواین به دیدن گلها بریم..؟ برای دیدن اونا باید به باغ گلها بریم..اما نه! باغ گلها هم اونقدر گل نداره.. بیایین به جایی بریم که وسعت بیشتری داشته باشه.. گلستان ..بله گلستان خوبه..تا حالا به یک گلستان برخوردید..؟ همه ی گلها یک نوع و یه رنگ و یه عطرند...چقدر دیدنشون لذت بخشه..زیبایی درونش موج میزنه..چشم ها را خیره میکنه.. اما در کدوم گلستان میتونیم..گلهایی رو پیدا کنیم که از همه ی گلها زیباترند..گلهایی که ماندگارند.. گرچه از دیدن اونا محرومیم اما با رفتن به اونجا شمیم شان را حس کنیم. کدوم گلستانی رو میشناسیم که همه نوع گلی توش پیدا بشه.. بزرگ..کوچیک..گلهایی که هر کدوم یه رنگ وعطری دارند.. آیا گلستانی رو میشناسید که همه ی این گلها رو یک جا در خودش داشته باشه؟ میدونم ...همه مون خوب میشناسیم چون توی هر شهر و روستای ایران این گلستانها زیاده...بله..گلستان شهدا..مزار پاک شهیدان...جایگاه کسانی که تمنای شهادت داشتند.. مثال شهدا..مثال گله...چرا! چونکه...وقتی یک گل بوجود میاد...همه دوستش دارند...همه از دیدنش لذت میبرند...همه از وجودش بهره مند میشند. از همه مهم تر اینکه مظهر عشق و خوبی و محبت کردنه.. هرگز کسی ازش آزاری نمیبینه و در نتیجه عمری با عزت داره..اما افسوس که این عمر بسیار کوتاهه.. پس اللهی گل باشید اما عمرتون مثل گل نباشه. چی بگم ...عمر..کوتاه یا بلند...فرقی نداره..اللهی عمرتون باعزت باشه.
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم ،تو در من از من به من نزدیک تر تو از تو به تو نزدیک تر من باور نکن تنهاییت را تا یک دل و یک درد داری تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را هر جای این دنیا که باشی من باتوام تنهای تنها من با توام هرجا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل باور نکن تنهاییت را من با تو ام منزل به منزل
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 2:44 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
معلّمي عشقي است... الهي و آسماني ...که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است... که از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است..
معلّمي برتر از شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته ولياقت شهادت نصيبشان شده است.
معلم در کلام استاد مطهری: معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.
مقام معلم مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين استاد حسين شهريار منبع : moalem http://www2.irib.ir/occasions/moalem/moalem.htm
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
ديده بگشا اي به شهدِ مرگِ نوشينت رضا
شمعِ شبهاي دژم ، ماهِ غريبستان ، علي
استاد علی معلم
+ نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
شناخت پایه های ایمان:
ایمان بر چهار پایه استوار است: 1.صبر 2.یقین 3.عدل 4.جهاد صبر نیز بر چهار پایه استوار است: 1.شوق 2.هراس 3.زهد 4.انتظار شوق: آن کس که اشتیاق بهشت دارد..شهوت هایش کاستی میگیرد. ترس:آن کس که از آتش جهنم میترسد..از حرام دوری میگزیند. زهد: آن کس که در دنیا زهد می ورزد..مصیبت ها را ساده انگارد. انتظار:آن کس که مرگ را انتظار میکشد.. در نیکی ها شتاب میکند. یقین نیز بر چهار پایه استوار است: 1.بینش زیرکانه 2.دریافت حکیمانه ی واقعیت ها 3.پند گرفتن از حوادث روزگار 4.پیمودن راه درست پیشینیان آن کس که هوشمندانه به واقعیت ها نگریست..حکمت را آشکارا ببیند و آنکس که حکمت را آشکارا دید...عبرت آموزی را شناسد وآنکس که عبرت آموزی شناخت...گویا چنان است که با گذشتگان می زیسته است. عدل نیز بر چهار پایه استوار است: 1.فکری ژرف اندیش 2.دانشی عمیق و به حقیقت رسیده 3.استوار بودن در شکیبایی 4.نیکو داوری کردن آن کس که درست اندیشید به ژرفای دانش رسید.وآن کس که به حقیقت دانش رسید ..از چشمه ی زلال شریعت نوشید. وآن کس که شکیبا شد و در کارش زیاده روی نکرد با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد. جهاد نیز بر چهار پایه استوار است: 1.امربه معروف 2.نهی از منکر 3.راستگویی در هر حال 4.دشمنی با فاسقان امربه معروف: پس هرکس که امر به معروف کرد.. پشتوانه ی نیرومند مومنان است. نهی از منکر : آنکس که از زشتی ها نهی کرد.. بینی منافقان را به خاک مالیده است. راستگویی در هر حال : آنکس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند.. حقی را که بر گردن او بوده ادا کرده. دشمنی با فاسقان:آنکس که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشم گیرد.. خداوند روز قیامت او را خشنود سازد.
شناخت اقسام کفر و تردید:
کفر بر چهار ستون پایدار است: 1.کنجکاوی دروغین 2.ستیزه جویی و جدل 3.انحراف از حق 4.دشمنی کردن کنجکاوی دروغین : پس آنکس که به دنبال توهم و کنجکاوی دروغین رفت.. به حق نرسید. ستیزه جویی و جدل:وآن کس که به ستیزه جویی و نزاع پرداخت.. از دیدن حق نابینا شد. انحراف از حق:وآن کس که از راه حق منحرف گردید.. نیکویی را زشت و زشتی را نیکو پنداشت و سرمست گمراهی ها گشت. دشمنی کردن: و آن کس که دشمنی ورزید.. پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت و نجات او از مشکلات دشوار است. شک چهار بخش دارد: 1.جدال در گفتار 2. ترسیدن 3. دودل بودن 4. تسلیم حوادث روزگار شدن جدال در گفتار: پس آنکس که جدال ونزاع را عادت خود قرارداد...از تاریکی شبهات بیرون نخواهد آمد. ترسیدن: آن کس که از هرچیزی ترسید.. همواره در حال عقب نشینی است. دودل بودن: و آن کس که در تردید و دودلی باشد.. زیر پای شیطان کوبیده خواهد شد . تسلیم حوادث روزگار شدن: وآن کس که تسلیم حوادث گردد.. به تباهی دنیا و آخرت گردن نهد و هر دو جهان را از کف خواهد داد.
نهج البلاغه حکمت31
+ نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 7:26 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
یا رب به دلم مهر علی افزون کن جز حرف علی ز لوح دل بیرون کن ما را به علی و آل بخشای ز لطف هر دل که نه جای او بود پر خون کن ;نشانه های پرهیزگاران از دیدگاه امام علی (ع)دردینداری نیرومند دارای ایمانی پراز یقین حریص در کسب دانش با وجود داشتن علم در عبادت فروتن در تهی دستی آراسته در جست و جوی کسبی حلال پرهیز کننده از طمع ورزی روز را به شب میرساند با سپاسگذاری از خدا شب را به روز می آورد با یاد خدا شب میخوابد ترسان برمیخیزد شادمان ترس برای اینکه دچار غفلت نشود شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده پرهیزگار آرزویش نزدیک لغزش هایش اندک قلبش فروتن نفسش قانع خوراکش کم کارش آسان دینش حفظ شده شهوتش در حرام مرده خشمش فرو خورده است مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند از سخن زشت دور گفتارش نرم بدی های او پنهان کار نیکش آشکار نیکی های او به همه رسیده آزار او به کسی نمیرسد در سختی ها آرام در ناگواری ها بردبار در خوشی ها سپاسگزار اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمیکند اگر بخندد آواز خنده او بلند نمیشود اگر ستمی بر او روا دارند صبر کند تا خدا انتقام او را بگیرد
+ نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
بنام تنها قادر مطلق دلدار بی نشان اولین باری که این عنوان را دیدم...یاد امام زمان(عج) افتادم...با خودم گفتم ...یا صاحب زمان...آقا جان...واقعا که دلداری... چقدر از زمان غیبتت می گذره؟؟؟هزارو...چهارصد سال سال...قربونت بشم آخه ما که دل تو دلمون نیست. آره حق با شماست...این خود ما هستیم که با خطاهایی که مرتکب میشیم ...ظهورت رو به تاخیر می ندازیم...با همین کارهای عادی روزمره که اگه فقط یه لحظه تامل کنیم پی به اشتباهاتمون می بریم...و متوجه میشیم که توی یک بیست چهار ساعت چند بار خاطر شما را آزردیم. گرچه شما...ما رو بخشیدی ..قبل از اینکه ازتون عذرخواهی کنیم. مولاجان دعایمان کن.البته میدونیم که شما همیشه برای همه دعا می کنی. اما این بار...کمی بیشتر دعا کن. دعا کن که همون طور که میگیم مسلمان هستیم ..مسلمانی واقعی که فهم عمیق و اطلاعات دقیق در مورد دینش داره.. بشیم... و سیره ی پیامبر عزیزمون رو سرلوحه ی زندگیمون قرار بدیم وهمان طوری که میگیم محب اهل بیت وشیعه هستیم ... محب و شیعه واقعی اهل بیت پاک و مطهرمان بشیم. آمین یا رب العالمین
دلدار بینشان ما رهروان سیره ی احمدیم محبان طه و اهل بیتیم ما عاشقیم و خاک پای مهدی صاحب دلان عصر بی وصالیم ما بی قراریم کی میایی دلدار ای بی نشان ما چشم انتظاریم
آقا جان..شما خیلی دلداری ..خیلی ...اما وقتی بیشتر فکر میکنم...میفهمم ...یه کسی هست که از شما هم دلدارتره...البته شما اونا خیلی بهتر و بیشتر از همه ی ما میشناسید..
دلدارترین دلداران..خدا نزدیک تر از رگ گردنی و دور تر از ..... دید چشمانم دلداری و شکیب و شنونده من ز شرم روی تو گریانم همیشه دست نیاز دارمو مینالم من از اینکه شکوه نمیکنی حیرانم
شما چی؟...به نظر شما چه کسی دلداره؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
یا اباصالح المهدی(عج) ...یابن الحسن(عج)
ولادت باسعادت و سراسر نور پدر بزرگوارتان امام حسن عسگری(ع) برشما وتمام عالمیان و عرشیان تبریک میگوئیم.
امام حسن عسگری (ع) یازدهمین امام شیعیان نام : حسنشهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق لقب : الخاص کنیه : ابو محمد معروف به ابن رضانام پدر :امام علی النقی نام مادر: سوسن يا حديثه يا سليل تاریخ ولادت : هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 هجری یا 231 هجریمحل ولادت : مدینه طیبه مدت امامت : 6 سال تاریخ شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری محل دفن : سامراء
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
قصور طاعت اگه دورم ز دیانت اگه در اوج شقاوت اگه در گوشه ی ازلت شدم از قافله ات پرت وای از قصور طاعت من شدم دلگیر و خسته جز خودت از همه رسته دلم از دنیا گسسته نزد تو حیات جسته تو دلم یه بیقراری رو دلم یه غم نشسته راه میرم به زیر بارون عاشقم بغضم شکسته قطره های اشک و بارون صورتو زمینو شسته من دارم تو رو میبینم از پس پلکای بسته تویی مظهر سخاوت ای امید استجابت تویی قبله ی هدالت بندگان را تو کفایت
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
حرف هات رو با خدا بزن
سلام ای مهربانترین من..... سلام صدامو میشنوی ....میشنوی خداجون...البته که میشنوی .....تو شنونده ترینی و آگاه ترینی خداجونم...منو میبینی....البته که میبینی...ای پروردگار بینا ای ناظر بر اعمال بندگان دوستت دارم با تمام قلبم باتمام وجود... خدایا تو گفتی که خیلی ما را دوست داری (اینقدر که از درک ما بنده هات خارجه) دمت گرم با این حرفت چقدر بندها اسیرت شدند...اسیر عشقت... خداجون حس میکنم که قلبمو گرفتی...دلم ...قلبم...پیش توئه این حسی رو که حالا دارم با هیچی عوض نمیکنم. خدایا صحبت کردن درباره تو سخته اما صحبت کردن با تو.....چی بگم؟؟ یه جورایی فرق داره ...نمیتونم بگم که سخته یا آسونه ..هرچی که هست یه عشق بازی بین خودم خودت خدایا مخلصیم چاکریم نوکریم دربس..... .خدایا یه حالی به این بنده ی کوچیکت بده.....که وقتی صدات میزنه خدا ..خدا...خدا... هواسش نره توی بندهای خدا خدااا.....خداااااا.....خدااااااااااا..........دمت گرم دیگه....نکنه تو هم میخوای منو تنها بزاری... آخ .......ببخشید غلط کردم ....یه لحظه با این عقل کوچیکم فکر کردم که توام میخوای منو........اصلا هیچی میام حرفمو درست کنم بدتر میشه خدایا منو ببخش که این حرفو زدم به خودت قسم اصلا قصد ناشکری ندارم....فقط ...فقط...هیچی .....همین حالا فهمیدم اشتباه کردم ...نباید اینو میگفتم....چرا تنها بشم تو مثل همیشه با منی....وقتی تو هستی تنهایی معنی نمیده.... تو تنها پناه منی....تنها پناه قلبم........با وجود تو هیچ کس تنها نیست.....چقدر تو خوبی خداجونم....با تو میتونم حرف بزنم بخندم گریه کنم گله کنم هر شکلی باشه چه با خوشحالی چه با ناراحتی و عصبانیت برات فرق نمیکنه تو صدای منو میشنوی و منو میبینی و از من ناراحت نمیشی که هیچ کمکم هم میکنی....از این بهتر چی بخوام به غیر از تو کی رو بخوام...تو که از همه بیشتر هوامو داری.... پس آرزوهامو یکی یکی می نویسم و از تو میخوام که اونا رو براورده کنی و مطمئنم ....اگه من یادم بره که چی ازت میخواستم... تو هرگز منو فراموش نمیکنی... و زود تر از اونی که فکرشو کنم منو به آرزوم میرسونی خدایا به خودت قسم که شرمندتم ...خجالت میکشم....هر وقت از تو تمنا دارم....توقع هم دارم........ هی میگم خدایا به درگاهت التماس میکنم تمنا دارم اما در اصل توقع دارم.....خدا جون یکم هم به من حق بده ....من تقصیر ندارم ...خودت این توقع را به وجود آوردی. تو با مهربونیت با بخشش ولطفت با رحم و دلسوزی بی نظیرت ...این توقع رو به وجود آوردی ....البته این بنده ی حقیرت هم کمی پر روگی به خرج داده ...چیکار میشه کرد ما بنده ها هممون تو پر رویی کم نمی یاریم.....اصلاح پذیر هم نیستیم....البته ببخشید.....این حرف ها هم از بی چشم و روییمونه خدایا این بار قسمت میدم به اون لحظه ای که منظومه ی شمسی رو خلق کردی............میدونی چرا؟ چی میگم تو که همه چی رو قبل از من میدونی .... تو گفتی اگه گناهانمون به اندازه ی ستاره های آسمون هم باشه اگه توبه کنیم ...تو میبخشی..... آخه من قربون اون بخشش و کرمت برم خدایا خوب میدونم که گناهان من از همه ی ستارگان و کراتی که خلق کردی بازهم بیشتره.....پس یه لطفی کنو ..حداقل به تعداد ستارگان و کراتی که خلق کردی گناهانمو ببخش و به همون تعداد.......به من توفیق انجام کارهایی بده که در پی رضایت تو باشه..... خدایا ....میدونم ...دارم از بخششت سو استفاده میکنم اما.....دیگه چاره ای نیست ما زرنگیم دیگه... خیلی عشقی .....عشقی خیلی....
Our most dearest love is just God عزیزترین عشق ما ........ فقط خداست
+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط بنده کوچک خدا
|
|
|