تبليغاتX
چشم به راهت می مانم - پر از دردم

به لطفت دیده بستم

به پشت در نشستم

اگر درمانده و ناچیز و پستم

زکف رفته تمام بود و هستم

سر خوانت نمکدان را شکستم

 

پر از دردم خدایا

غلط کردم خدایا

 

ببین قدم خمیده

روان اشکم ز دیده

پیام تو مرا این جا کشیده

ببین رنگم ز رخسارم پریده

ز دست خود به لب جانم رسیده

 

پر از دردم خدایا

غلط کردم خدایا

 

به سوز و آه سردم

پی یارم بگردم

بیا یابن الحسن داروی دردم

تو میدانی که در خلوت چه کردم

شفاعت کن مرا با روی زردم

 

پر از دردم خدایا

غلط کردم خدایا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 
h www.mahsasaeid.blogfa.com