|
بانویی از جنس یاس
فاطمه،بانوی غمگسار عالم ،فاطمه شمعی مهربان و زخمی در سرزمین پر آشوب
مدینه. فاطمه، بانویی که سوگنامه ی سنگینش در کشاکش غوغای روزگار،تا ابدیت روح
تاریخ پیر را خواهد آزرد. فاطمه،بانویی که در سرسرای ساحل تپیده ی آسمان ،نامش به نام نامی غم و اندوه
ثبت گردیده است. فاطمه،گلبرگی در ابتدای تولد،باغبان پر مهری در اواسط زندگی و خمیده قدی در
انتهای حزین ترین لحظات آفرینش ،که سوار بر پرهای فرشتگان گشت وحیات
ملال آورزندگی اش را وداع گفت. فاطمه،پاره ای از آفتاب عالم سوز هستی ،که درد فراقش ،عالمی را می سوزاند .
دیوار رفت. فاطمه،هاله ای که طعم زهر آگین سیلی را هم از مردان حرامی چشید،تا به رسم
دلدادگی اش وفا کرده باشد.
فاطمه،اسطوره ی صبری که درد و رنج خود را هرگز نمیدید و مظلومیت علی را
جز نگاه او کسی نشانه نمی رفت. فاطمه،مادر عترت و فرزند زلال کوثر،که دوران زندگی اش ،مهمان
ناجوانمردلنگی گذر تاریخ شد.
بخشد.
+ نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط بی ادعا
|
|
|